پست ثابت :

  خداوندا

           خداوندا

فقط براي امروز خشمگين نخواهم بود...

فقط براي امروز نگران نخواهم بود...

فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواهم داد...

فقط براي امروز نسبت به همسايگانم و نسبت به تمام موجودات زنده ، مهربان خواهم بود


خداوندا

كمكم كن...

تا براي امروز خشمگين نباشم ، نگران نباشم ، صادق باشم و نسبت به تمام موجودات زنده مهربان باشم .



تولد + تبریک سال 94 ...

 

دوستانی دارم ، بهتر از برگ ِ درخت ...بهتر از آب ِ روان ...

این کارت تبریک سال جدید رو دوست خوبمون "فاطمه" برای همه ی بچه ها درست کرده ...اینم نوشته ی توش ... 28 اسفند هم که سالروز تولد من بود ، این ساعت رومیزی زیبا و این دفترچه خاطرات دهه 60 ای ها رو دوستان بهم دادن . ضمناً این کلاه تولد و جعبه کادوییش هم میتونین ببینین ...

با تشکر از دوستان و همکاران : سمانه ، محیا ، فاطمه ، سیما ، لیلا و مولود عزیز

صمیمانه سال جدید رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم برای همه سال خوبی باشه ... پر از آرامش و سلامتی

 


در مورد آهنگ وب:

 

آهنگ گلنار ...

این ترانه اولین بار توسط زنده یاد داریوش رفیعی اجرا شد. بعدها کورس سرهنگ زاده آن را باز خوانی کرد. اما این  یک اجرای زنده است که چند سال پیش در تالار فجر دانشگاه شیراز توسط شهرام ملک زاده در مراسم نکوداشت یکی از اساتید انجام شد. ساز استفاده شده این اجرا بر خلاف نمونه های اصیل و قدیمی آن گیتار است. و استفاده از گیتار و در عین حال فضای آواز سنتی حالتی تلفیقی به این موسیقی بخشیده است.


اسفند ...

 


آلما توکل ...

 

 اندوه و دختر جوان

                           و      شوکولات یا شووَر  

                                                             را بخوانید از  وبلاگ "خرمالوی سیاه"


سس ...

 

   یادتان هست آن حدود 15-16 سال پیش که تازه تبلیغ سُس مایونز "دلپذیر" در تلویزیون پخش شد ؟

  این را هم یادتان هست که در تبلیغ میگفت : "با این که تازه کاره ، ببین چه طعمی داره ،این سس دلپذیره ... و الی اخر

حالا روی این سس موشکی ها را بخوانید ...  چه نوشته ؟ نوشته از سال 1328 !!! (since 1949 ) ینی حدوداً 65 سال پیش !!!

 

درس مَرس که ندارم من ... فکر نکنید یک موقع یک برگه درس میخوانم ... مینشینم به این سوتی ها گیر میدهم ...


آداب مکتب داری...

48-Revayatekohan-pishkhaan
قبلاً هم در باب تعلیم و تربیت بچه ها و تحصیل و تدریس قوانینی وجود داشته :
 

رساله‌ای درباره‌ی نحوه‌ی تدریس به کودکان مکتبی

 

 

در تادیب و تنبیه اطفال پدر و مادر آن‌ها منع نکنند و حمایت و دل‌ سوزی را موقوف نکنند و هم‌ چنین معلم، اطفال را به‌ قدر عادت این زمان در مکتب‌ خانه محبوس نکند، از صبح تا چاشت بیشتر نگاه‌ داشتن اطفال جایز نیست که غوره‌ سوز می‌شوند...!!!!!!!!!!!!!

 


فیلم :

 
      
فیلم divergent  هم که 2014 هستش رو دیدم . خوب بود
توضیح اضافه حال ندارم بزارم . توی IMDb  میتونین پیداش کنین ببینین ...
 

کلید ...

 

   داشتم فکر میکردم اگر مثلاً کلیدها و حتا اشیاء دیگر مثل گوشی موبایلها بودند ،یعنی سیم کارت داشتند ،  وقتی گم میشدند میشد با یه تک زنگ پیدایشان کرد . در این صورت دیگر مثل ِ من چند روز  گُرگیجه* ! نمیگرفتند برای پیدا کردن کلید گاو صندق ...!!!

   پس این مخترعین و کارشناسان چه میکنند ؟ آنوقت میگویند "کو کار" ؟؟ خب این یک "کار" ... بروید همچین سیستمی بسازید .

 

* گُرگیجه : همون confused خودمون


خواب ...

   دختری بود ساده ، بدون آرایش ، با قدی متوسط و کمی تُپُل ... در بیداری او را ندیده بودم تا به حال . اینکه چرا یکهو در قاب ِ تصویر  ِ خواب ِ من ظاهر شد، نمیدانم ولی گفت که همسر ِ "او" ست . برعکس ِ همیشه که با شنیدن ِ اسمش ، ضربان ِ قلبم تند میشد ، ولی این بار با شنیدن ِ حرف ِ آن دختر،  شوک شدم و قلبم داشت از حرکت می ایستاد ولی سعی کردم در چهره ام چیزی مشخص نشود . با لبخندی که به زور روی لبهایم نگه داشته بودم داشتم به حرفهایش گوش میکردم و سر تکان میدادم .

بعد گفت نام همسر تو چیست ؟ گفتم من مجردم .

گفت اسمم "راضیه" است . و ظاهراً از هم رشته ایهای خفن خودمان بود . و داشت از افتخارات و موفقیت هایش برای مقالات علمی و آزمون ها تعریف میکرد که ..... (مثل همیشه که وقتی به جای حساس ماجرا میرسد) ،  آلارم گوشی ام برای نماز صبح به صدا درامد و وسط حرفهای "راضیه" بیدار شدم ...

 

پ.ن : از خواب های همین جوری