صفحه اصلی |  آرشيو وبلاگ |  عناوين مطالب
شروعی دیگــــر
پست الکترونیک   RSS

  خداوندا

           خداوندا

فقط براي امروز خشمگين نخواهم بود...

فقط براي امروز نگران نخواهم بود...

فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواهم داد...

فقط براي امروز نسبت به همسايگانم و نسبت به تمام موجودات زنده ، مهربان خواهم بود


خداوندا

كمكم كن...

تا براي امروز خشمگين نباشم ، نگران نباشم ، صادق باشم و نسبت به تمام موجودات زنده مهربان باشم .




 

  در وبلاگ "نیکولای آبی " بخوانید ...

 با عنوان  "عنکبوت هایی که ته دلم تار می بافند گاهی "                                           

                                   به آدرس:            http://nikolaa.blogfa.com/post/776

 

 

در وبلاگ "خرمالوی سیاه " بخوانید ...

با عنوان " در کاخ سلطان سلیمان از زندگی نا امید شوید "

                          به آدرس  :       http://almatavakollll.blogfa.com/post/1371

 



   

 

      

"حوا" که باشی

 

بعضی ها  "هوا"  برشان می دارد که

 

"آدمند "

 



 

        



 

 



 

زندگی هیچ گاه اندازه تنمان نشد !

حتی 

زمانی که خودمان بریدیدم و دوختیم...






 

 


این عکسها برای تغییر عکسها تو سرچ های گوگل گذاشته شده ...

میدونین که الان عکسهای فعلی چه چیزاییه در مورد محرم ؟؟؟


اطلاعات بیشتر در
http://www.ashuraeha.blogfa.com

عکسهای زیر هم در "منچستر" هستش
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/360115




برچسب ها : imam hussein, ashura, muharram امام حسین, عاشورا, محرم

 

       ایام شهادت سیدالشهدا ، آقا امام حسین (ع) و یارانشون

                                                                رو به همه ی شیعیان تسلیت عرض میکنم

 

 امید اینکه امسال درکمون از امام و هدفشون و عاشورا بیشتر بشه

 

حرف من از زبان "خانم توکل" عزیز در ادامه مطلب



خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون

واسه گریه کردنو دیدن این دنیای زشت

.

.

آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

.

.

.

.

دنیای بدی شده ... به قول مائده ی نازنین

در آنسوی مرزها : فردی نیت می کند و از خود شروع می کند، سطلی از آب یخ بر خود می ریزد و بخشی از پول خود را برای کمک به بیماران و افراد ناسالم هزینه می کند و دیگران را نیز با ذکر نام به ابن کار دعوت می کند ....

در این سو: فردی نیت می کند و از دیگری شروع می کند ،سطلی از اسید بر سر و صورت یک بی خبر می ریزد و یک فرد سالم را همراه تمام آرزوها و خانواده اش نابود و ناقص می کند...
 
واقعا باعث تاسفه ... و به قول خانم ملکی عزیز  

حالا و هنوز، توی دوره‌ای که حرفش گفتگوی تمدن‌هاست و آدم‌ها بیشتر تلاششان بابت دوستی‌ست تا دشمنی و یونیسف هنوز هم دفترهایی با برچسب قلب و گل چاپ می‌کند، عده‌ای به دست عده‌ای دیگر کور می‌شوند. عده‌ای که شاید فکر می‌کنند کور کردن یک آدم چیزی شبیه به خاموش کردن یک لامپ اضافه است. به همان کم اهمیتی و بی‌تأثیری... حالا و هنوز در دنیایی که خیلی از آدم‌ها دست دوستی از یقه درمی‌آورند، تا دست تفنگ و چاقو  و گلوله، دست بعضی از آدم‌ها مهربان نیست. دست بعضی از آدم‌ها، سرنوشت و دنیای بعضی دیگر از آدم‌ها را تغییر می‌دهد.

اتفاق‌های بد تعدادشان بی‌شمار است اما جلوی بعضی‌هایشان را می‌شود گرفت. جلوی آن دسته‌ای را که اگر باعثشان نشویم، دنیای کسی بهتر خواهد بود. اتفاق‌هایی که اگر مسئولیتشان را نپذیریم و دنیا نیاوریمشان، کسی در این دنیا بیشتر خواهد خندید و بیشتر زندگی خواهد کرد. نیفتادن بعضی از این اتفاق‌ها فقط و فقط بستگی به انتخاب ما دارد. همین‌که بخواهیم نباشند، دیگر کسی چشمش را از دست نمی‌دهد و تا آخر عمر خودش را با اگر و ای کاش خفه نخواهد کرد. ادامه پیدا کردن بعضی از این اتفاق‌ها، بسته به نظر ماست. این‌که ما بخواهیم یکی از نقش‌آفرینان و ادامه دهندگان ماجرایی باشیم یا نباشیم! این‌که ما فکر کنیم: اتفاق بد را از هر طرف که بخوانی اتفاق بد است و دست از آن بکشیم. این‌که بخواهیم جای دشمنی کردن، با دنیا دست دوستی بدهیم...



وقتی واژه ها  اینقدر سر سخت ، اینقدر بی رحم

اینگونه بی پروا

مرا

در لطیف ترین هوای پاییز

می آزارند

و هیچ چیز 

این  آزار  را پایان نمی بخشد

مرهم نمی گذارد

 کلامی نیست

حتی نیم نگاهی

حتی لحظه ای تعمق

 یا درنگ

یا نگاهی مهربانانه که بگوید

"من  می فهمم  ،  برایم  مهم  است"

و  دلیلی

 که  به من نشان دهد  چرا  باید  این حجم زجر را  تحمل کنم

.

.

به چیزهایی  که  دوست دارم  می اندیشم

 زیاد  هستند  

می شود  با  آزارها   کنار  آمد

 فرار  نمی کنم

فقط  کمی  حساسیت  را   کمرنگ  می کنم

عشق  ورزیدن  را  بیشتر   می کنم

 

این همیشه بهترین راه بوده

 

دلم  برای دغدغه هایم  تنگ شده است

دغدغه های  روزهای خلوت  .

......................................................................

 حال این روزهای من از "زبان مهراوه شریفی نیای عزیز"