شروعی دیگــــر



پست ثابت :

  خداوندا

           خداوندا

فقط براي امروز خشمگين نخواهم بود...

فقط براي امروز نگران نخواهم بود...

فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواهم داد...

فقط براي امروز نسبت به همسايگانم و نسبت به تمام موجودات زنده ، مهربان خواهم بود


خداوندا

كمكم كن...

تا براي امروز خشمگين نباشم ، نگران نباشم ، صادق باشم و نسبت به تمام موجودات زنده مهربان باشم .



دوشنبه یکم آبان 1391 توسط Mit ra |

محرم...

 

       ایام شهادت سیدالشهدا ، آقا امام حسین (ع) و یارانشون

                                                                رو به همه ی شیعیان تسلیت عرض میکنم

 

 امید اینکه امسال درکمون از امام و هدفشون و عاشورا بیشتر بشه

 

حرف من از زبان "خانم توکل" عزیز در ادامه مطلب



ادامه مطلب

چهارشنبه هفتم آبان 1393 توسط Mit ra |

اسید پاشی...

خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون

واسه گریه کردنو دیدن این دنیای زشت

.

.

آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی

.

.

.

.

دنیای بدی شده ... به قول مائده ی نازنین

در آنسوی مرزها : فردی نیت می کند و از خود شروع می کند، سطلی از آب یخ بر خود می ریزد و بخشی از پول خود را برای کمک به بیماران و افراد ناسالم هزینه می کند و دیگران را نیز با ذکر نام به ابن کار دعوت می کند ....

در این سو: فردی نیت می کند و از دیگری شروع می کند ،سطلی از اسید بر سر و صورت یک بی خبر می ریزد و یک فرد سالم را همراه تمام آرزوها و خانواده اش نابود و ناقص می کند...
 
واقعا باعث تاسفه ... و به قول خانم ملکی عزیز  

حالا و هنوز، توی دوره‌ای که حرفش گفتگوی تمدن‌هاست و آدم‌ها بیشتر تلاششان بابت دوستی‌ست تا دشمنی و یونیسف هنوز هم دفترهایی با برچسب قلب و گل چاپ می‌کند، عده‌ای به دست عده‌ای دیگر کور می‌شوند. عده‌ای که شاید فکر می‌کنند کور کردن یک آدم چیزی شبیه به خاموش کردن یک لامپ اضافه است. به همان کم اهمیتی و بی‌تأثیری... حالا و هنوز در دنیایی که خیلی از آدم‌ها دست دوستی از یقه درمی‌آورند، تا دست تفنگ و چاقو  و گلوله، دست بعضی از آدم‌ها مهربان نیست. دست بعضی از آدم‌ها، سرنوشت و دنیای بعضی دیگر از آدم‌ها را تغییر می‌دهد.

اتفاق‌های بد تعدادشان بی‌شمار است اما جلوی بعضی‌هایشان را می‌شود گرفت. جلوی آن دسته‌ای را که اگر باعثشان نشویم، دنیای کسی بهتر خواهد بود. اتفاق‌هایی که اگر مسئولیتشان را نپذیریم و دنیا نیاوریمشان، کسی در این دنیا بیشتر خواهد خندید و بیشتر زندگی خواهد کرد. نیفتادن بعضی از این اتفاق‌ها فقط و فقط بستگی به انتخاب ما دارد. همین‌که بخواهیم نباشند، دیگر کسی چشمش را از دست نمی‌دهد و تا آخر عمر خودش را با اگر و ای کاش خفه نخواهد کرد. ادامه پیدا کردن بعضی از این اتفاق‌ها، بسته به نظر ماست. این‌که ما بخواهیم یکی از نقش‌آفرینان و ادامه دهندگان ماجرایی باشیم یا نباشیم! این‌که ما فکر کنیم: اتفاق بد را از هر طرف که بخوانی اتفاق بد است و دست از آن بکشیم. این‌که بخواهیم جای دشمنی کردن، با دنیا دست دوستی بدهیم...


چهارشنبه هفتم آبان 1393 توسط Mit ra |

همین طوری ...

وقتی واژه ها  اینقدر سر سخت ، اینقدر بی رحم

اینگونه بی پروا

مرا

در لطیف ترین هوای پاییز

می آزارند

و هیچ چیز 

این  آزار  را پایان نمی بخشد

مرهم نمی گذارد

 کلامی نیست

حتی نیم نگاهی

حتی لحظه ای تعمق

 یا درنگ

یا نگاهی مهربانانه که بگوید

"من  می فهمم  ،  برایم  مهم  است"

و  دلیلی

 که  به من نشان دهد  چرا  باید  این حجم زجر را  تحمل کنم

.

.

به چیزهایی  که  دوست دارم  می اندیشم

 زیاد  هستند  

می شود  با  آزارها   کنار  آمد

 فرار  نمی کنم

فقط  کمی  حساسیت  را   کمرنگ  می کنم

عشق  ورزیدن  را  بیشتر   می کنم

 

این همیشه بهترین راه بوده

 

دلم  برای دغدغه هایم  تنگ شده است

دغدغه های  روزهای خلوت  .

......................................................................

 حال این روزهای من از "زبان مهراوه شریفی نیای عزیز"


یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط Mit ra |

کافکا در کرانه :

 

چند جمله از رمان "کافکا در کرانه " اثر  آقای "هاروکی موراکامی " ...

 

هریک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است ، فرصت های از دست رفته ،امکانات از دست رفته ، احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم . این قسمتی از آن چیزی است که به آن می گویند زنده بودن.

برای خودم هدفی تعیین کردم که برایش به این در وآن در بزنم و ذهنم درگیر شود .

بازی روزگار به انسان ژرف بینی می دهد وبه پختگی اش کمک می کند ... به همین دلیل مردم دوست دارند تراژدی های یونان را امروز هم بخوانند، چون ادبیات کلاسیک را نوعی نمونه می دانند .

مردم بین خوذشان واشیای دور و برشان معنا ایجاد می کنند . آنچه مهم است این است که اشیا را با چشم های خودت ببینی .

خیلی پیش ازآن که "فروید" و "یونگ" برکارکرد های ضمیر نا آگاه پرتو روشنایی بیندازند این ارتباط متقابل بین تاریکی و ضمیر نا آگاه ما برای مردم آشکاربود . تا اختراع برق به وسیله ادیسون بیشتر دنیا درتاریکی غرق بود .تاریکی فیزیکی بیرون با تاریکی درون روح در هم می آمیخت وهیچ مرزی آن دو را ازهم جدا نمی کرد ... اما امروزتاریکی بیرون محو شده وتاریکی قلب ما باقی مانده .

 

بستن چشم هایت چیزی را عوض نمی کند. چون نمی خواهی شاهد اتفاقی باشی که می افتد، هیچ چیز ناپدید نمی شود. در واقع دفعه ی بعد که چشم واکنی، اوضاع بدتر می شود. دنیایی که توش زندگی می کنیم این جور است...

 


یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط Mit ra |

دلم رفت ...

                             

                      به دلم آمد می آیی ،

                                                  آمدی

                                                       دلم رفت ....

 


چهارشنبه سی ام مهر 1393 توسط Mit ra |

خط فقر ....

 
 
 
 
 
 
 
 
خط فقر ، الفبا ندارد ......
 
 
 

چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 توسط Mit ra |

برای همه می زنند ....

                

 

 

 

 

 

بعضی ها نوازنده نیستند

  

            ولی

          

           برای همه می زنند


چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 توسط Mit ra |

بعضی ها...

 

   بعضی ها خنده رو لباشونه ولی دلشون هیروشیماست ......!!!!!!!!!!

 


یکشنبه ششم مهر 1393 توسط Mit ra |

پر میکشد...

 

                                          

            

   

   

     نقاش نیستم      

 

           ولی

      

              دلم

 

 

       برایت پَر می کشد...

 

 


پنجشنبه سوم مهر 1393 توسط Mit ra |

 



بشنو از " دل " چون حکایت می کند
از جـــــدایی هــــا شکایت می کند
.
.
.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگـــــــــار وصل خویش

پست الکترونیک

پروفایل مدیر وبلاگ

 

 

پست ثابت :
محرم...
اسید پاشی...
همین طوری ...
کافکا در کرانه :
دلم رفت ...
خط فقر ....
برای همه می زنند ....
بعضی ها...
پر میکشد...

 

 

آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391

 

 

 

پایگاه جامع عاشورا
ابزار و قالب وبلاگ
روزنه ای به آسمان
زیتون
محمد و حنان
مرجان
یکی یکدونه (حسنا)
(سمانه) live right & smart
دل خسته (معصومه)
من و دل (زهرا)
مونس های روحی ویدا
شعر های "فرامرز فرحمهر"
مانک
بهشت نظم
مائده
سرزمین گمشده
نوروز تقی پور
موج مثبت.موج ارام
حسنابانو
مرغ شیدا
خیام
آشپزخونه من و مامان
آشپزخونه خانومچه
حس خوب اشپزی
آشپزی یک هنر است
آشپزی برلیان
پدیده
نگین شف
زنده باد زندگی
دل خاکی من
صدای خسته
خیال خیس سالهای سرد انتظار به خیر باد
شعرهای مهدی آخرتی
ماهی طلا
نیکولا
سپیده دمی که بوی لیمو میدهد
باران و تگرگ
حسی گیج
شعر تنهایی
نردبانی تا پیشانی ماه
رد پای سپید
شعر-ادبیات-جامعه شناسی
یک دقیقه ی بلند
مهراوه ی عزیز
تلخ ، همچون چای سرد
سیاه سرفه
خرمالوی سیاه
هرگز تسلیم نشو
پابرهنه روی دیوار دلم
یادبان
پرت و پلا
آقای بنفش
بوی سیب میدهی دختر
سنگ را ستاره ها ماهی میکنند
پنجره دلم بی پرده راست میگوید
خنده های صورتی
یادداشت های بی سرو ته
مردی که حرف میزند
ده از ده
یادداشت های مزمن
سنگ گفت گنجشک مفت
ددر دودور
آقای نویسنده
وضعیتی در حال تغییر
بوی عود عطر ارل گری
رنگی رنگی
کتابخانه کوچک من
قلم رو

 

وضعیت در حال تغییر
آپلود سنتر

 

RSS 2.0

 


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.