شروعی دیگــــر

  خداوندا

           خداوندا

فقط براي امروز خشمگين نخواهم بود...

فقط براي امروز نگران نخواهم بود...

فقط براي امروز كارم را صادقانه انجام خواهم داد...

فقط براي امروز نسبت به همسايگانم و نسبت به تمام موجودات زنده ، مهربان خواهم بود


خداوندا

كمكم كن...

تا براي امروز خشمگين نباشم ، نگران نباشم ، صادق باشم و نسبت به تمام موجودات زنده مهربان باشم .



نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 12:35 توسط Mit ra |

........................................
(البته با تاخیر) رحلت پیامبر بزرگ اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر شما تسلیت باد
.........................................
و امروز هم
 
 
ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم...
یا علی
 

نوشته شده در دوشنبه یکم دی 1393ساعت 9:39 توسط Mit ra | |
برچسب ها: imam hussain imam naghi ashura muharram imam reza

شعر این فوتوتکست همان طور که در عکس هم معلوم است از "کیارش غلامی " است

و طراح خودِ فوتوتکست از "هشت حرفی" و به پیشنهاد ایشون در وبلاگ ها قرار گرفته برای شب یلدا

ضمنن تولد اینجانب هم امشب است ، البته تولد "میترا" یی من نه تولد شناسنامه ای (جهت اطلاع)

و باز هم البته به تنهایی تولد "میترا" یی ام را به خودم تبریک که نه ، یادآوری میکنم!  همین...


نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 20:30 توسط Mit ra | |

I-Origins-2014parssubtitle

        امروز فیلم " I origins" رو دیدم . 2014 ... عااااالی بود ...

        تا حالا فکر کنم فیلم هایی با این مضمون ساخته نشده بود ، نمیدونم شایدم ساخته شده و من ندیدم

        ولی به هر حال موضوعی که بهش پرداخته بودن ، جالب و تازه بود ...

خلاصه داستان: یک زیست شناس مولکولی اعتقاد دارد که شبکیه چشم هر شخص مختص او و دری به شناخت نحوه آفریینش جهان است. او در طی تحقیقات خود با چشمانی آشنا می شود که…
 
ژانر : درام | تخیلی
نویسنده و کارگردان: Mike Cahill
بازیگران :
Michael Pitt, Steven Yeun, Astrid Bergès-Frisbey
............................................................................................
 
و البته امروز فیلم God's not dead  رو دیدم ...تقریباً با همون مضمون فیلم بالا ...
در مورد اثبات یا عدم اثبات وجود خدا ... خیلی قوی نبود و اشکالاتی هم داشت ولی خب بد هم نبود ... به هر حال دیدمش ...
 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 20:6 توسط Mit ra | |

 

سلام . من دارم غصه می خورم . درس هایم روی هم تلنبار شده اند و توی این دانشگاه شب امتحان مفهوم خودش را عملا از دست داده است . یکی از مهم ترین پارامتر هایی که دارد من را به سمت غصه خوردن سوق می دهد امتحان "معادلات دیفرانسیل" است که روز جمعه برگزار می شود . اطلاعات من از معادلات دیفرانسیل با اطلاعات یک بزغاله ی معمولی راجع به فیزیک کوآنتوم برابری می کند .

 

من از معادلات بدم می آید . وختی می خواهم آن را برای کسی که این شانس را داشته است که ریخت آن را نبیند توصیف کنم می گویم معادلات درواقع همان جغرافی ست که به زبان ریاضی برگردانده شده است . وجه مشترک جغرافی و معادلات برای من این است که اطلاعات من توی آن ها به اندازه ی اطلاعات همان بزغاله ای که پیش تر صحبتش شد راجع به فیزیک کوآنتوم است . جغرافی جایگاه ویژه ای برای من دارد چرا که اولین درسی ست که به من فهماند توی یک چیزهایی من بی استعداد به حساب می آیم و در این مورد هیچ کاری از دستم بر نمی آید .

 

الان که این متن را می نویسم به جزوه ام خیره شده ام . تنها چیزی که از علائم جلوی رویم دستگیرم شده این است که به هر معادله ای که طولی به اندازه ی نیم کیلومتر یا بیشتر دارد و بدون توسل به جادوجمبل غیرقابل حل است  معادله دیفرانسیل می گویند . چندتا آدم بی کار نسل اندر نسل یک جا نشسته اند ، زور زده اند و یک مشت علامت را تحت عنوان معادله به نام خودشان ثبت کرده اند حالا ما باید تاوان آن را پس بدهیم . این یعنی انسان فقط مسئول اعمال خودش نیست بلکه مسئول اعمال و رفتار جد و آباد اجنبی ش هم هست و هیچی نمی تواند این واقعیت را تغییر بدهد . هر وقت مجموعه علائم مخصوص خودم را ابداع کردم و آن را تحت عنوان معادله دیفرانسیل ثبت کردم اسم خودم را روش نمی گذارم چون هیشکی دلش نمی خواهد تا ابد از سرتاسر دنیا فحش بخورد .

 

از : پرسپکتیو

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 18:2 توسط Mit ra | |

 

  کلیک کنید  ------->   زن بگیری یا نگیری می میری ...!!!


نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 9:14 توسط Mit ra | |


السلام علیک یا اباعبدالله

جوری شکسته ام که تکه خرده های دلم روز به روز حالم را جریحه دارتر می کند

خونش از چشم هایم می ریزد و دردش در وجودم می ماند

آخر جاماندن داریم تا جاماندن...

دیگر چقدر جلوی بقیه خوددار باشم

چقدر تصاویر و فیلم ها را در تلویزیون ببینم و با چشم قلبم زار بزنم

چقدر باید حسرت رفتگان را بخورم تا من هم رفتنی شوم...؟

خدایا مگر ما دل نداریم..؟

یا اگر داریم از سنگ داریم..؟

هر چه سرگرداندم دور و برم کسی داشت بار سفر می بست

این روزها هرچه می بینم یا آش بشت پاست یا جای خالی

جای خالی هایی که حسرتشان را میخورم

نبودن هایی که به هزار هزار بودن می ارزد...

چقدر دوست داشتم نباشم

حتی برای یک روز..

خدایا ببین چقدر قانع شده ام..!

تشنگی داریم تا تشنگی درست است

اما من هم به اندازه خودم تشنه ام خدا...

قلبم تشنه است - در عین پر آبی چشمانم -

این اشک ها بستری برای باریدن می خواهند

مکانی بین دو عشق ، دو زندگی ، دو حرم...

یک جایی که فقط بایستم و با نگاه همه راز دلم را بگویم

با نگاهم لذت ببرم

شکر کنم

باشم...

خدایا یعنی من انقدر بد شده ام که لیاقت یک نگاه کردن هم ندارم..؟

پس جواب این همه شکستگی چه می شود..؟

تو که بهتر از هرکسی صدای قلبم را می شنیدی

همان وقتی که خبر رفتن ها می آمد

خدایا هنوز هم دیر نشده

هم تو بخشنده ای و هم من قانع

پس با دست عطا و بخشندگی ات به ما هم عنایتی کن..

18.9.93

 

+ نشدم نوکر خوبی به درت حق داری

اربعین داغ حرم را به دلم بگذاری ...

......................................................................از وبلاگ زهرای نازنین

 

پی نوشت های خودم : داداش امیر منم رفته ... خدا پشت و پناهش باشه...

                                 حلیم و سمنوی نذری امروز هم به خوبی پخته و توزیع شد ...خدا رو شکر

                          (خداوند از بانی این امر به هر نیتی قبول بفرماید و حاجاتشان براورده ی به خیر شود )

 

 


نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 10:44 توسط Mit ra | |
برچسب ها: imam hussain imam naghi ashura muharram

 

             آئین پایانی سومین جشنواره مجازی کتابخوانی، در چهار دی ماه برگزار می گردد.

        لطفا بروید حضور یا عدم حضورتان را در بخش نظر سنجی اعلام کنید. به دیگران هم  

                   اطلاع رسانی کنید . جزئیات بعدی (اسامی مهمان ها و مجری و برنامه های دیگر) به

                                                          زودی اعلام خواهد شد

 

                                    برای اطلاعات بیشتر لطفاً اینجا کلیک کنید ....

 


نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 18:0 توسط Mit ra |

 

موهایم را کوتاه کردم 

تو موهایم را بلند دوست داشتی ...

* همان جمله معروف ویرجینیا وولف که میگوید ما زن ها رسم خوبی داریم . زمانه که سخت میگیرد شروع میکنیم به کوتاه کردن ناخن ها  ، موها ، حرف ها و رابطه ها .

 

از وبلاگ : بوی سیب میدهی دختر

 


نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 18:24 توسط Mit ra |

این عکسها رو سمانه با دوربینش انداخته ... از تو آلبومش کش رفتم ...

 

آخرشم دوربینتو ندادی ما یه دوری بزنیمااااا !!!

عکسهای بیشتر در وب خودش گذاشته شده.... بفرمایید لینک زیر

سمانه ی عزیز

 


نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 13:37 توسط Mit ra |

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin